گنج

شمارهٔ ۱۲۹۴

کعبه عاشق من کاش شکیبا بودیچاره عشق شکیب است دریغا بودی
خلق عالم همه دیوانه شدی چون من مستحسن پنهان تو گر بر همه پدا بودی
گر گرفتی لب جانبخش تو در همنفسانهرکه بودی نفسی با تو مسیحا بودی
کیست کز جان نه خریدار رخ یوسف ماستکاشکی یوسف مارا سر سودا بودی
گرنه باد سحری وصف تو کردی ایگلکی ز مرغان سحر اینهمه غوغا بودی
صد قیامت شود از خون شهیدان هردمچشم شوخ تو گرش میل تماشا بودی
در زمین سرمه خاک قدمت کی ماندگر چو اهلی همه را دیده بینا بودی