گنج

شمارهٔ ۱۲۹۳

با دیگران بعشوه سخن هر نفس کنیبیچاره من که چون رسم از دور بس کنی
دانم که هست با همه جورت نظر بمنکز من چو بگذری نظری بازپس کنی
هرگز هوس بصحبت من نیستت ولیکی مدعی گذارد اگر هم هوس کنی
زینسانکه شیوه تو همه ناز و سر کشی استایسرو ناز مشکل اگر میل کس کنی
اهلی بهوش باش که خواب غم آوردگر گوش بر فسانه من یکنفس کنی