گنج

شمارهٔ ۱۲۹۰

چو طوطیان تو سخن بی نظیر میگوییبگو بگو که عجب دلپذیر میگویی
بطالع من مسکین چرا چنین تلخستسخن که با همه چون شهد و شیر میگویی
مرا ز کشتن خود ای ندیم دوست چه غممترس اگر سخن این فقیر میگویی
حدیث یوسف و یعقوب ناتوانش گواگر جوان مرا حال پیر میگویی
مگوی پسته خندان بدان دهان اهلیسخن بسنج که با خرده گیر میگویی