شمارهٔ ۱۲۸۹
چو ساقی گر بجامم دست بودینه تنها من که عالم مست بودی
اگر بالا گرفتی کار رندانفلک قدر بلندش پست بودی
مرا از هجر او زخمیست پیوستچه بودی وصل او پیوست بودی
ملامتگو کجا بر ما زدی زخمگرش دردی که ما را هست بودی
اگر تدبیر بستی راه تقدیرچرا ماهی اسیر شست بودی
خریدار بتان میبودم از جانمرا گر نقد جان در دست بودی
اگر وحشی نبودی بخت اهلیبفتراک بتان پا بست بودی