شمارهٔ ۱۲۶۰
تا ساقی گلهذار رفتهدست و دل ما ز کار رفته
منت چه نهم که شد فدایشجانی که هزار بار رفته
عالم همه صید خویش چون کرددیگر چه پی شکار رفته
تا عشق بباد داد خاکماز آینه ام غبار رفته
هر چند که کارم انتظارستکار من از انتظار رفته
تا در دل ما قرار بگرفتاز جان و دلم قرار رفته
یاران پی کار خویش رفتنداهلی بفدای یار رفته