گنج

شمارهٔ ۱۲۵۹

سرو من بنمای قد و خجلت شمشاد دهبرفشان دستی برقص و عالمی بر باد ده
تو نه آن مرغی که صید کس شوی از مامرمدام صحبت شو زمانی بازی صیاد ده
ما چنین لب تشنه و تو جرعه میریزی بخاکاینکه میریزی بدست عاشق ناشاد ده
ای حریف بزم شیرین یاد خسرو تابکیگر توانی یادش از جان کندن فرهاد ده
ایکه می با یار مینوشی بشکر این مرادزینهار از اهلی بیچاره او را یاد ده