گنج

شمارهٔ ۱۲۴۷

اگر چه عشق نکویان جراحتست همهجراحتست که در سینه راحتست همه
وصال گل طلبی بخت باید ای بلبلمگو که کار بعقل و فصاحتست همه
قدت نه سرو که ناز و کرشمه است تمامرخت نه ماه که حسن و ملاحتست همه
چه عارضست و چه حسنست این تعالی اللهچو صبح اهل سعادت صباحتست همه
زبان طعن رقیبان بسوخت اهلی راهلاک مردن جسم و جراختست همه