شمارهٔ ۱۲۳۹
مارا همین جواب سلام است کام ازومعراج ما بسست جواب سلام ازو
هر گوشه چشم ناز چو من صد هزار کشتخون کدام خواهم و داد کدام ازو
نقد و کون قیمت یکموی یوسف استما را چه سود پختن سودای خام ازو
تنها نه دام راه من آنزلف و خال شدبس مرغ زیر کی که درافتد بدام ازو
آه از جفای ساقی دوران که عاشقانخون میخورند همچو شفق صبح و شام ازو
مارا رقیب اگر به خمار فراق سوختخواهد کشید ساقی دور انتقام ازو
خاص کسی نشد کرم عام میفروشآسوده اند خلق جهان خاص و عام ازو
اهلی چو صاف عیش به درد غمی فروختساقی مکن دریغ تو هم درد جام ازو