گنج

شمارهٔ ۱۲۰۹

ای خلق جهانی همه مست طرب از توهیچ از غم ما یاد نداری عجب از تو
تنها نشد آشوب عجم قد چو نخلتکاین فتنه بلندست بملک عرب از تو
جامیکه نهم بی تو بلب پر شود از اشکاین کاسه خون چند خورم لب بلب از تو
جز خار نصیبی نبود طالع ما راای نخل کرم، تا که بچیند؟ رطب از تو
تا هست ترا آرزوی سوختن مندر آتش این آرزویم روز و شب از تو
عیسی نفسا، مرحمتی کن که بحسرتمردیم و نداریم زبان طلب از تو
در بزم وصال تو رقیبان همه محرماهلی شده محروم به شرم و ادب از تو