شمارهٔ ۱۱۹۲
ایدل به غم بساز و وصالش طلب مکنترک مراد خود کن و ترک ادب مکن
ساقی بیا که خواب شب واپسین بس استهشدار و روز عیش به بیهوده شب مکن
زین آه پر شرر که بر افلاک میرودآتش اگر ز چرخ ببارد عجب مکن
در بزم غم بمستی و محنت دلا بسازآلوده خویش را بشراب طرب مکن
اهلی مراد خویش ز رندان دیر خواهاز زاهدان صومعه همت طلب مکن