شمارهٔ ۱۱۹۱
من زار و دل غمزده هم زار تر از مندر عشق تو کس نیست گرفتارتر از من
کار همه دشوار شد از عشق ولیکنبر کس نبود عشق تو دشوار تر از من
بیمارم و غیر از دل خود نیست طبیبماو نیز بصد مرتبه بیمار تر از من
خواهم که بعیاریت از دست برم جانترسم که بود چشم تو عیارتر از من
بر جان من آزار رقیبان تو بیشستهرچند که کس نیست کم آزارتر از من
حال شب و سیر فلک از دیده من پرسکس نیست درین دایره بیدارتر از من
اهلی همه کس در ره دل خوار شود لیکخاری ز زمین سر نزند خوارتر از من