شمارهٔ ۱۱۹۰
باده مینوش و بدین مشغله میگذرانکار عالم گذرانست تو هم میگذران
تو پسندیدهخصالی و کرم شیوه تستهرچه از ما نپسندی به کرم میگذران
جام جم گر نبود همت خود دار بلندباده مینوش و بصد حشمت جم میگذران
فکر فردا مکن امروز دل خود خوش داردر دل اندیشه ناآمده کم میگذران
ساقی امروز که دریای کرم در جوش استکشتی غرقه ز گرداب عدم میگذران
گه گهی دست من پیر به جامی می گیروز گذر گاه غمم یک دو قدم میگذران
اهلی از دوست به جز زخم ستم چون نرسدبگذر از مرهم و با زخم ستم میگذران