گنج

شمارهٔ ۱۱۷۹

از در کعبه چه حاصل به در یار نشینروی بر دوست کن و پشت به دیوار نشین
گر دلت تیره بود رشته تسبیح چه سودسینه صافی کن و در حلقه ز نار نشین
در صف میکده سجاده نگنجد ایشیخبفکن این بار غم از دوش و سبکبار نشین
اینزمان کان قد رعنا به خرامش برخاستیکدم ای کبک خرامنده ز رفتار نشین
منکه با یار نشینم ز جهانم چه خبرگو بطعنم همه بر خیز و در انکار نشین
وصل یوسف طلبی پرده ناموس بدرچون زلیخا بدر آ بر سر بازار نشین
کار ما از صف مسجد نگشاید اهلییک قدم پیش نه و در صف خمار نشین