شمارهٔ ۱۱۴۷
آن نخل قد و لعل لب چون رطبش بینوان چاشنی خنده شیرین لبش بین
گر طوبی جنت طلبی با ورق سبزبر سرو قد آن سبز قبای قصبش بین
تنها نه منم طالب آن چشمه حیوانصد تشنه جگر همچو خضر در طلبش بین
در شادی وصل دل بدروز چه بینیبیداد شب هجر و دوام تعبش بین
تا چشم زنی روز وصالت شب هجرستاین کوتهی روز، درازی شبش بین
اهلی بودش جام طرب دیده پر خونای مست جگر سوخته جام طربش بین