شمارهٔ ۱۰۹۵
هرچند که از یار جز آزار ندیدمهرچند که دیدم به از یار ندیدیم
کس نیستکه در صحبت او نیست خراشیجز لاله رخ خود گل بیخار ندیدیم
او برده بعیاری و شوخی دل مردمما شوختر از چشم تو عیار ندیدیم
خورشید صفت حسن تو بازار کند گرماز هیچکس این گرمی بازار ندیدیم
گشتیم ببویت چو صبا در همه گلزارهمچون تو گلی در همه گلزار ندیدیم
رفتار تو از سرو بصد شیوه برد دلما سرو بدین شیوه و رفتار ندیدیم
طوطی سخنی اهلی و در گلشن معنیشیرین نفسی چون تو شکر بار ندیدیم