شمارهٔ ۱۰۶۹
نگویی در پیت چونعاشقان هرجا نمیگردمتو چندان عاشقان داری که من پیدا نمیگردم
هر آن عاقل که آهو چشمی او دید میداندکه من مجنون صفت بیهوده در صحرا نمیگردم
من از عشقت گدا گشتم ولی بر تو نبردم رهاز آن چونعاشقان جز بر در دلها نمیگردم
سر سوداییم دارد هوای کعبه وصلشاگر سر میرود اهلی ازین دروا نمیگردم
سگ کوی توام جانا جفاها میکنی با منچو میدانی که من دور از درت قطعا نمیگردم