شمارهٔ ۱۰۲۵
عمریست کز عشق بتان این شور و مستی میکنمپیرانهسر با کودکان صورتپرستی میکنم
جان طایر عشرست و من با دانه خالی خوشماو سوی بالا میرود من میل پستی میکنم
همچون نسیم آسوده دل بودم به باغ نیستیاکنون به سر این خاک غم از دست هستی میکنم
من در پی آغوش او، او خود نگنجد در جهاناین تنگچشمی بین که من با تنگدستی میکنم
اهلی به وصف گلرخان حسن ادب خاموشی استمن مرغ خاموشم ولی گهگاه مستی میکنم