شمارهٔ ۱۱ - در مرثیه شهید کربلا (ع) گوید
آمد عشور و خاطرم افکار کرده استدرد حسین در دل ما کار کرده است
کافر به مومن این نکند کان سگ یزیدبا خاندان حیدر کرار کرده است
قدر حسین کم نشد و شد عزیز ترخود را یزید روسیه و خوار کرده است
آغشته شد به خون سرو فرقی که موی اوخون در درون نافه تاتار کرده است
ببرید حلق پاک حسین آن یزید و شمراین غدربین که آنسگ غدار کرده است
لعنت بر آن سگی که پی جیفه جهانخلق و خدا از خود همه بیزار کرده است
ظلمی که بر حسین در اسلام کرده اندباور مکن که لشکر کفار کرده است
چون سوز این عزا نچکاند ز دیده آبجاییکه چشم چشمه گهربار کرده است
خورشید را بماتم او هر شبی فلکپوشیده در لباس شب تار کرده است
در مصر اگر نه شور عزای حسین خاستنیل از چه لب کبود عرب وار کرده است
ای دیده سیل اشک روان کن که درد آبجانحسین خسته و بیمار کرده است
بهر حسین تشنه جگر دشت کربلاباد صبا سموم جگر خوار کرده است
دست از فرات شو که یزید آب خورد ازوگر آب زمزم است که مردار کرده است
ماه محرم است و لب تشنه حسینآب بقا حرام بر ابرابر کرده است
آن ناکسی که قصد حسین اختیار کردبی شک مه قصد احمد مختار کرده است
و آنکس که خاطر نب آزرده شد ازوحق را ز جهل و معصیت آزار کرده است
هر ناسزا که ظلم بر آل رسول کردخود را سزای لعنت جبار کرده است
بادا هزار لعنت حق بر کسی که اواقرار کرده و دگر انکار کرده است
لعنت بر آن کمر که پی کین یزید بستکاخر ز کین چو حلقه زنار کرده است
یا مرتضی علی به شهیدان روا مدارظلمی چنین که چرخ ستمکار کرده است
بگشای پنجه یا اسد الله که بر حسینروباه چرخ حمله بسیار کرده است
اینک ظهور مهدی آخر زمان رسیدزین رایت یزید نگونسار کرده است
چندان نخفت خون شهیدان که عاقبتروی زمین ز خون همه گلنار کرده است
بعد از هزار سال به شمشیر انتقامحق لشکر یزید گرفتار کرده است
شکر خدا که شاه بخونخواهی حسیندلها زبار غصه سبکبار کرده است
کلک قضا ز بهر عزا نامه حسیناوراق نه فلک همه طومار کرده است
هر نعره یی که در دل به عزای حسین زدجان مرا ز درد خبردار کرده است
اهلی ز گریه بهر شهیدان کربلاآبی که داشت در جگر ایثار کرده است
یارب بحق مشهد فرخنده حسینکو چشم کور روشن از انوار کرده است
کاین دل شکسته ظاهر حالش درست کنکو هم شکست حال خود اظهار کرده است