گنج

بخش ۱۲ - بر تخت نشستن کوروش در پارس

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۴ بیت
پدر گفت فرزند برنای منامیری تو در پارس برجای من
تو دیندار باش و بی آزار باشامیری تو پیوسته هشیار باش
بدان تو خدا را یکی بنده ایهمی بنده ای هم پرستنده ای
هرا پاک بشنید چون این خبربشد شادمان گفت کین پسر
بگیرم از این شاه آژید هاککه افکند او نوجوانم بخاک
نهانی پیامی بکورش بدادبگفتا چه داری دل خویش شاد
چرا نیستی فکر کین خواستننکوشی پی لشکر آراستن
ندانی ترا کشت آژید هاکولی خواست ایزد نگشتی هلاک
همان مادرت زار و بیچاره بودز شوی و ز فرزند آواره بود
منم با تو همراه اندر خفاپی داد خواهیت دارم وفا
چو بشنید کورش دلش گرم شددلش بر فسون های او نرم شد
دلش بر جوان هرا پاک سوختکه از آتش کورش آن بچه سوخت
جوابش چنین داد دل شاد دارتن از رنج و غم یکسر آزاد دار
ببندم کمر بهر این کین و دادستانم ز شاه و امیران ماد