بخش ۸ - حرکت کردن میرزایحیی با سپاه از داین به کشور خانقاه
بفرمود تا زین بر اسبان نهندنوید بشارت بکیوان دهند
بر آرند چون باد پای از صطبلنوازند شیپور و کوبند طبل
ز جوش نی و غرش کرنایتو گفتی که گیتی در آمد ز جای
بدین گونه یکسر سوار آمدندشتابان سوی کارزار آمدند
چو در خانقاه آمد از راه دوربسان منوچهر در جنگ تور
سران سپه پیش باز آمدندهمان شامراد و ایاز آمدند
محمد اباخان اکبر رسیدمحمد بیک ازراه دیگر رسید
سرافرازشان کرد یحیی به مالکله داد و سرداری و رخت و شال
طلایه بدست محمد سپردکه بودی جوان مرد و خون خوار و گرد
ایاز آمد اندر صف میمنهچو شیری به جنگ اندرون گرسنه
همان مشهدی رفت در میسرهبفرمان او این سپه یکسره
علم را بدادند بر شامرادکه درجنگ بد چون ملک کوهزاد