گنج

شمارهٔ ۷۷

آن خمیری را کز آب سلسبیلبا دم عیسی سرشته جبرئیل
دست مریم گشته بیرون ز آستینپخته زاو نان و برنج و زنجبیل
بوده از شهد شکر در مصر جاندیده از دریای روغن رود نیل
مانده در طوفان حیرت همچو نوحرفته در نار محبت چون خلیل
عاقبت از همت والای دوستجسته ره در مقصد دل بیدلیل
بر طبق بنهاده جان بی اختیارتا سبیل آرد به ابناء السبیل
پشه گر شیرین کند زوکام جانحلقه طاعت کشد در گوش فیل