گنج

شمارهٔ ۷۶

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ال۷ بیت
امیر یا غم بدرت بکاست همچو هلالشدی ز مویه چو موی و شدی ز ناله چو نال
ز بس سرود مناعت نواختی شب و روززدی به کشور ناموس کوس استقلال
نگاه ترکی صیدت نمود و زلف کجیاسیر کرد و سپردت به دست هندوی خال
شدی ذلیل محبت شکار پنجهٔ عشقشهید غمزهٔ جادو اسیر غنج و دلال
چو مرغ زیرک رفتی به طمع دانه به دامچو شیر نر شدی از عشق در کمند غزال
کمند عشق ندیدی که تار و پود چه سانبه قهر در گسلد از کمند رستم زال
در این کمند گر افراسیاب ترک افتدچنان بپیچدش از غم بکشند کوپال