گنج

شمارهٔ ۷۵ - نکوهش القاب بی مورد

آفرین باد بر سروش الملککه از او عاطل است هوش الملک
گر بدینسان حساب پردازدسوی گردون رود خروش الملک
نه بتنها منم درین خلوتسرخوش از جام می فروش الملک
که به هر گوشه صد هزار چو منتا قیامت بود خموش الملک
از زمانی که حجت الاسلامخفته زیر کجاوه پوش الملک
بقرالمسلمین ز فرط خریشد لگدزن به گاو دوش الملک
روبه الدوله و پلنگ نظامهر دو در وحشت از وحوش الملک
امرا مست نشاة الملکندفقرا گرم دیگجوش الملک
خورده پهلوی اشترالدولهلگد از استر چموش الملک
مادیان الوزاره قاطر زاداز نتاج دراز گوش الملک
عرعرالسلطنه زند سیلیبر بنا گوش پیلگوش الملک
گشته ببر العداله رقص کنانهمچو میمون سوار دوش الملک
ای دریغا که گربة السلطانکرده قصد شکار موش الملک
روح توشه چینان ثنا خواندبر روان پلنگتوش الملک
چه شود کاسمان مار افساینیش افعی کشد ز موش الملک
یا گشاید خدا درین کشورنظر پاک حق نیوش الملک
یا بپوشد بر این عروس عبوسستری از غیب پرده پوش الملک
گربه شیرالایاله لنگ انداختروز میدان لیک موش الملک
شده این شیر اژدها پیکررام افسون مار دوش الملک
چدن الواعظین ز بس زیبقریخت در گوش هفتجوش الملک
پنجه و بالِ کرکس النُّجَباخسته شد زیر چنگ قوش الملک
ای امیری از آن بترس که باداین حکایت برد بگوش الملک