شمارهٔ ۱۴
مطرب ساوجبلاغ زاغ و کلاغ استبربط و طنبور آن صدای الاغست
شوره گز و تنگز و سپند و شتر خارسرو و گل و یاسمین و لاله باغست
در بر صحرا ز برف دیبه اکسوندر شب یلدا ز چشم گرگ چراغست
هرکه به ساوجبلاغ کرد اقامتچون نگری مبتلا بخبط دماغست
حاکم ساوجبلاغ روز و شب از حرصمال کسان را بجستجوی و سراغست