گنج

شمارهٔ ۱۵

قافیه: لمحبت۶ بیت
تقدیم دوست کردم قرقاول محبتکز وی شنید مغزم بوی گل محبت
ای خرم آنزمانی کاندر حضور آن شهجوشد صراحی دل از غلغل محبت
پای نشاط کوبم اندر بساط رفعتدست امید یازم در کاکل محبت
دهقان خمیر ما را از گندمی سرشته استکاندر بهشت روئید از سنبل محبت
از رود غصه ما را نتوان عبور کردنجز با سفینه عشق یا از پل محبت
اندر مقام محمود مستانه شد امیریدر نغمه و ترنم چون بلبل محبت