گنج

شمارهٔ ۱۳۴ - تاریخ و مرثیه شیخ نظر علی

تاریک شد جهان ز ملال نظرعلیدریا کریست خون ز خیال نظرعلی
ابر آورد قطیفه زنهار در کنارگوید منم مصدق حال نظر علی
مرغ آورد بدیعه شوریده آشکارکز من شنو جواب و سئوال نظرعلی
کوه از کنار خویش یم خرده ساز کرددر شستن حرام و حالا نظرعلی
کمتر کسی به زاویه دیدم سپرده جانمحروم از عطا و نوال نظرعلی
وارسته گشت دامن قدرش ز ماسویکو شاخ بود و میوه ظلال نظرعلی
بنگر که شاهدان به کجا قائمند از آنککوته شود سخن به کمال نظرعلی
دلدارم از وثاق چو آمد به مهر خوانبنشست گوشه ای به خیال نظرعلی
تاگه جمال فرخ وی را بدید بازپیدا از او صفات و خصال نظرعلی
گفتا حقیقتی بود از سال مرگ اوگفتم کدام گفت جمال نظرعلی