شمارهٔ ۱۳۳
اگر یک تن به گیتی درد یاران را طبیبستیخداوند محبت شاه مهرویان حبیبستی
ز صوت عندلیب اندر چمن جانها برقص آیدمگر در وصف او سرگرم دستان عندلیبستی
گر او را بر فلک جانیست یا رب از چه رودایمرخش چون آفتاب و پنجه چون کف الخضیبستی
چنان آویختم در دامن مهرش که پنداریز حلق کودکان آویخته عود الصلیبستی
به گیتی هر کسی را حق نصیبی داده است امامرا از ملک و مال این جهان مهرش نصیبستی
امیری را از او باید ادب آموختن گرچهبه فرمان مظفر شه ممالک را ادیبستی