گنج

شمارهٔ ۸۲

به حق تاج فلک سای شاه مهر سریربه جود حضرت اقدس به اقتدار وزیر
به لطف و مرحمت و جود خان حاکم رادبه بندگان سرایش که در زمانه امیر
که سوختم ز ستمهای دشمنان دغلبه جان رسیدم از سعی مفسدان شریر
دو دشمن است مرا و ایندو دانشست و نسبکه گشته یاس از ایشان مرا گریبان گیر
توئی چو چوپان ما همچو گله ایم تمامسگ تو باشد یارو که هست کلب کبیر
کنون که گرگ ز بیم تو با غنم سازدبیا برای خدا این سگ از میان برگیر
عجب سگی که به تزویر و روبهی خواهدنژاد شیر خدا را همی کند نخجیر
منم ز آل پیمبر که حضرت متعالبه مدح ایشان فرمود آیه تطهیر
مقرری مرا می بری نمی ترسیمقرریت ببرد خدا بدین تقصیر
اگر بدانش نازی نباشدت یک جوخلاف منکه ثناخوانم اعشی است و جریر
اگر بمال پدر غره ای یهودان رافزون تر است ز تو روز یورو اکسیر
وگر بنام پدر فخر میکنی مؤذنمدیح جد مرا گوید از پی تکبیر
منم بصدق جگرگوشه رسول خدامنم سلیل خداوندگار روز غدیر
منم ز آل پیمبر که حضرت متعالبه مدح ایشان فرمود آیه تطهیر
ز خان حاکم ار می نبودیم حرمتدر این شهور حرام برکشیدمی شمشیر
فروفکند میت از فراز مسند حکمچنانکه حضرت پیغمبر از حرم تصویر
ازین خر خرف بی زبان گیج نفهمخدا گواست که از عمر خویش گشتم سیر