شمارهٔ ۱۳۹ - در مدح محمد ولیخان نصرالسلطنه
تا که روز از هفته و هفته ز مه ماه از سنهنگذرد فیروز و فرخ باد نصرالسلطنه
صاحب فرخنده سردار معظم آنکه هستطلعتش چون آفتاب و فکرتش چون آینه
خانزاد حیدر است و چاکر شه زین سببشد دعایش فرض بر هر مؤمن و هر مؤمنه
تا پرستار معارف گشت و پشتیبان علمبر سر گردون زدند این هر دو خرگاه و بنه
حزم او کوهی ز آسیب تزلزل بیهراسعزم او سیلی که از کوه آید اندر دامنه
شام تاریک وطن را فکرش افروزد چراغهمچنان کاندر فروزد آتش از آتش زنه
در سیاست آن چنان غالب که بندد فکرتشدر قلوب خلق بر اندیشه بد روزنه
قدر وی در کشور ما آنچنان باشد عزیزکاب اندر کام عطشان نان به چشم گرسنه
در سپاه فضل و جیش عدل و اقلیم هنراوست سالار نخستین با شکوه و طنطنه
چون شود بر قلب بدخواهان دولت حمله وریسرش اندر میسره پیداست یمن از میمنه
با دل بیدار و مغز روشن و رأی درستملک را ایمن کند از چشمهای خائنه
شاد زی در سایه ملک اندرین خرم بهارای درخت ملک بارت عز و بیداری تنه