گنج

شمارهٔ ۱۲۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: ون۲۱ بیت
برآمد بانگ یا بشری به گردونکه اینک چار چیز از فر بیچون
به دارالملک سالار خراسانبه هم توأم شدند از پرده بیرون
کتاب رحمت و چتر سعادتبهار نغز و تشریف همایون
یکی لامع چو مهر از چرخ روشندوم طالع چو ماه از سطح گردون
سوم چون طبع دانشمند خرمچهارم چون جمال بخت میمون
کتابی بهتر از توقیع کسریلوایی برتر از چتر فریدون
بهاری سبز چون کان زمردپرندی سرخ چون شاخ تبر خون
یکی پیدا ز متنش ربع مینودوم تابان ز نورش ربع مسکون
سوم بادی که مشک از بوی آن مستچهارم آتشی کز وی جهد خون
الا ای داوری کز فر داراشود هر لحظه اقبال تو افزون
شهت تیغی مکلل داد کو راهمانندی نه در گیتی همیدون
به جز صمصامه عمر و ز بیدیدگر سیفی که نامش بود ذوالنون
پرندی لوحش الله چون نگاریعقیقین لعل در زرینه اکسون
و یا بیجاده کاید در دل رزو یا سوسن که رست از شاخ زریون
ز رشک آب و تابش می‌نمایدشرر در سنگ خارا نم به جیحون
چو صبح صادق است اما کند روزبه دشمن چون شب یلدا شبه گون
گر این شمشیر کج از کشور لفظزند بر عالم معنی شبیخون
نماند کوژی اندر پیکر دالبنگذارد کزی در قامت نون
مبارک بادت این دولت که جز تونبوده هیچکس را تا به اکنون
چنان خواهم که جاویدان بمانیولیکن برخلاف چرخ وارون
ازیرا چرخ کژپوی است و کژخویتو هستی راست‌کار و راست‌قانون