شمارهٔ ۱۱ - احزاب سیاسی
خدا رحمت کند مرحوم حاجی میرزاآقاسی راببخشد جای آن بر خلق احزاب سیاسی را
ترقی اعتدالی انقلابی ارتجاعیوندومکراسی و رادیکال و عشقی اسکناسی را
وزارت دادن طفلان وکالت کردن پیرانمجاهد ساختن افیونیان ریقماسی را
ننرگشتن توالت کردن پیران فرسودهفکل بستن بگردن کودکان لوس لاسی را
عروسک غنچ کردن گربه رقصاندن پلوخوردنپریشیدن بهم اوراق قانون اساسی را
درون منجلاب و حوض و مبرز بئر و بالوعهپی تطهیر دادن غسلهای ارتماسی را
انیورسیته و فاکولته در ایران نبد یاربکجا تعلیم دادند این گروه دیپلماسی را
ندیدم فایدت ز احزاب جز ضدیت شخصیخدا برچیند از بیخ این بساط رشک و ماسی را
وزیران کهنه کار اما رموز دخل بردن راوکیلان چربدست اما فنون ناسپاسی را
نمودن در صف کابینه ضدیت بیکدیگرتراشیدن بوقت کار عذر بی حواسی را
جراید در ستون خویش گنجانید از هر سوهجاهای جریری هزلهای بی نواسی را
نه اجماع است حجت نه خبر شاهد نه نص برهاننه نور عقل شمع ره یقیبان قیاسی را
همه مانند قارون گنجها آکنده از گوهرولی چون سامری دارند داغ لامساسی را
باوقاف اندرون دزدی سه چار اندر کمین خفتهکه برباید طعام و کسوه طاعم را و کاسی را
سران حزب میگویند مائیم آنکه در فرقاننگهدار زمین خواندی تو اوتاد رواسی را
نه در مالیه کس داند علوم اقتصادی رانه در عدلیه کس خواند فصول اقتباسی را
نه در امنیه بینی جز قراسوران سوری رانه در نظمیه یا بی جز پلیسان پلاسی را
چو اوراق قمار آرند در نظمیه از اعیانپی تخلیص دزدان رقعه های التماسی را
کماندان چون به سربازش نظر بر راست فرمایدزند در کوچه ی چپ عذر جوع و بی لباسی را
مگر شلاق سازد گرم این تنهای بارد رامگر تخماق کوبد نرم این دلهای قاسی را
کنند آزاد خرسان گورهای اصطیادی رارها سازند گرگان بره های اختلاسی را
دو چیز امروز در ایران شمار مرد و زن دیدمیکی باطل پرستیدن دوم حق ناشناسی را
نه انسان است آنکو ناسی فرمان حق آمدکه نسناس است مولی در حقیقت ناس ناسی را
برو در مجلس شوری بخوان ز الفاظ بی معنیثلاثی و رباعی و خماسی و سداسی را
اگر وقتی گذارت جانب کابینه شد برگوخدا رحمت کند مرحوم حاجی میرزاآقاسی را