گنج

شمارهٔ ۴۰

زین نمی رنجم که بازم از مقابل رفته ایبرده اند از کف دلت را از پی دل رفته ای
گرچه دادی دین و دل زودست امید وصالراه عشقت این هنوز از وی دو منزل رفته ای
رفتی و غایب نشد یک دم خیالت از نظربیشتر می بینمت تا از مقابل رفته ای