گنج

شمارهٔ ۲۰

کس چرا در قتل چون من بی کسی حیران بودکشتن چون من کسی بر چون تویی آسان بود
باز درد رشک را از هجر درمان میکنمدرد را بنگر چه باشد چون دوا هجران بود
یا تو پیش دیده یا اشک خونین در نظرکاشکی این خانه یک دم خالی از طوفان بود
خانه ها از سیل ویران می شود، یارب چراخانه های چشم من بی سیل خون ویران بود