شمارهٔ ۱۳
اگر نبیند سوی من ساقی چه سود ار می دهدنشاء نظاره آن چشم را می کی دهد
چشم مستش هر دمم مست از نگاهی می کندمست چون ساقی شود پیمانه پی در پی دهد
مدتی شد کز ضمیرش رفته ام دشمن کجاستتا مرا بعد از فراموشی به یاد وی دهد
ای که گویی ناله کم کن لب به بندم من ولیکچون کنم با آن که هربندم نوای نی دهد