گنج

شمارهٔ ۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انهرا۵ بیت
بهر قتلم یک نفس بس نرگس جانانه راشعله ای کافی بود بال و پر پروانه را
خون تراوش می کند از چاک های سینه امطفل اشکم باز گم کرد است راه خانه را
مردم چشمم کنند از دل به سوی دیده اشکهمچو موری کو بسوی خانه آرد دانه را
من مسلمان نیستم گبرم ولی از بیم خلقمی‌فروزم در درون خانه آتش خانه را
تکیه بر دیوار نتوانم نمود از بس که دلتا فتد از آه آتش بار این ویرانه را