گنج

شمارهٔ ۴۲

قافیه: رکنم۵ بیت
باورم آید اگر گوید جفا کمتر کنمساده لوحم هرچه میگویند من باور کنم
شمع سان خاکستر خود ریختم بر سر چراخویش را ممنون گلخن بهر خاکستر کنم
سر نهم بر خاک کوی او ازین پس چون نماندقدرتی کان خاک را برگیرم و بر سر کنم
بس که لذت یافتم از خارخار عشق اوخار بر سر می نهم چون تکیه بر بستر کنم
دوستان گویند فکر دلبر دیگر بکنکو دل دیگر که فکر دلبر دیگر کنم