شمارهٔ ۳۶
به پیش آتش آهم زبانهٔ آتشچنان بود که ز آتش زبانهٔ آتش
ز دوریت چو کشم آه بیشتر سوزمبلی نسیم بود تازیانهٔ آتش
درون تربت من چیست غیر خاکسترجز این متاع چه خواهی ز خانهٔ آتش
بیان درد دل خود به هر که کردم، سوختمگر زبان من آمد زبانهٔ آتش
چنان به سوختن اندر غم تو خو کردمکه دور از آتشم اندر میانهٔ آتش