گنج

شمارهٔ ۳۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ویش۶ بیت
بحمدالله که در قتلم تعلل کرد گیسویشبه خون من نشد آلوده دیوار و در کویش
شب خود را به زلفش می کنم نسبت وزین غافلکه روزی همچو رویش دارد از پی زلف هندویش
به قصد کشتنم ترکان مژگانش صف اندر صفبه چشمش اقتدا کردند در محراب ابرویش
عجب نبود اگر از جلوه بر چشمم نمک پاشدبه آب دیده پروردم نهال قد دلجویش
به زلفش کی دهم دل گرنه رویش در میان بینمدل من می برد زلفش به جانب داری رویش
بر یزای دیده اشک و خاک کویش را به حالش کنکه از خونم بسی بهتر بود خاک سر کویش