شمارهٔ ۱۱
بیگل روی تو بر ما جام صهبا آتش استدر نظر آب است اما در سویدا آتش است
دور از او تا جام بر لب مینهم میسوزدممی که با او آب حیوان است تنها آتش است
جلوهٔ معشوق بر هرکس به قدر حال اوستآنچه گل بینی تو بر بلبل سراپا آتش است
گریم و نالم به یاد لعل رخسارش، مرادر فراقش کار گه با آب و گه با آتش است
گریه افزون میکند سوز دل صدپاره رامن نمیدانم که آب است اشک من یا آتش است
آه عالمسوز خواهم اشک خونین گو مباشکی کند پروانه رغبت آب را تا آتش است
آب چشم و آتش دل هردو میسوزد مراای خوشا پروانه کو را خصم تنها آتش است