شمارهٔ ۶۴
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اش۷ بیت
خدایگان جهان شهریار دریا دلتوراست دست گهر بخش و لفظ لؤلؤ پاش
بر اسمان و زمین دست مطلق است تو راکه از وظیفه جود تو یافتند معاش
گهی به پنجه هیبت دل جهان بشکنگهی به ناخن قدرت رخ فلک بخراش
تویی که باد صبا در جهان نیارد کردنسیم عارض گل بی جواز حکم تو فاش
مکارم تو چنان عام گشت در عالمکه در سخای تو با من برابرند اوباش
به روی مدح برون بردم این شکایت حالاساس مظلمه ای می نهم تو حاکم باش
مرا که باز سپیدم سزد که بسته شودز آفتاب لقای تو دیده چون خفاش؟