شمارهٔ ۴
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: یب۶ بیت
خدایگانا شاگرد رای توست قضاادب نباشد اگر بگذرد ز حکم ادیب
ز چوب منبر خشک از نشاط گل بدمدنسیم نام تو چون بگذرد به لفظ خطیب
نه قطره ماند به دریا نه ذره ماند به دشتکه از فواید انعام تو نیافت نصیب
مرا به دولت تو آنکه نسبتی ست از پی آنکتو در زمانه غریبی و من زخانه غریب
ز فرّ بزم تو دی بود در نعیم بهشتز دست حادثه امروز چون کشد تعذیب
مرا بدین مثلی صوفیانه یاد آمداگر به خرده نگیرند مرگ یا ترتیب