گنج

شمارهٔ ۳۱

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: هدارد۱۰ بیت
خدایگان جهان شهریار روی زمینتویی که قدر تو بر چرخ پایگه دارد
شده ست چشم ممالک به طلعتت روشناز آنک طلعت تو نور مهر و مه دارد
تو بر سرآمده ای از همه ملوک جهانجهان چه غم خورد اکنون که چون توشه دارد؟
مخالفت کله ملک جست و بی خبرستکه سر ندارد اگر چه سر کله دارد
چه خاصیت بود این کافتاب خنجر توهمیشه روز بداندیش را سیه دارد
تو در ممالک اَرّان نشسته موجب چیستکه چرخ عیش حسودت به وی تبه دارد
در انتظار تو ملک عراق مدتهاستکه گوش سوی در و چشم سوی ره دارد
جهان به نام تو بگشاده اند و تو فارغچنین بود چو ز دولت کسی سپه دارد
زمانه با همه حشمت فتاده در پایتچو تایبی که به خروارها گنه دارد
نگاه دار به شمشیر دین یزدان راکه ایزدت زهمه فتنه ها نگه دارد