گنج

شمارهٔ ۱۰۰

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ازی۷ بیت
بزرگوارا دنیا ندارد آن عظمتکه هیچکس را زیبد بدان سرافرازی
شرف به علم و عمل باشد و تو را همه هستبدین نعیم مزور چرا همی نازی؟
ز چیست کاهل هنر را نمی کنی تمییز؟تو نیز نه به هنر در زمانه ممتازی؟
به سوی من تو به بازی نگه مکن که ز علمدلم به گیسوی حوران همی کند بازی
اگر چه تلخ بود یک سخن ز من بشنوچنانک آن را دستور حال خودسازی
تو این سپر که ز دنیا کشیده ای در رویبه روز عرض مظالم چنان بیندازی
که از جواب سلامی که خلق را بر توستبه رد مظلمه دیگری نپردازی