شمارهٔ ۳
ز من چندان که میخواهی وفا هستاز این معنی بگو یک جو تو را هست؟
چه گویم وای دل گویی که جان کنکنون هم از تو پرسم این وفا هست؟
سلامم را جوابی نیست از توبگو در هیچ مذهب این روا هست؟
به غم گفتی برو خون کن دلش راز غم واپرس تا خود دل به جا هست؟
چو گویم وصل، گویی وقت آن نیستبه غم قانع شدم اینت رضا هست؟
گر از غم بر درت جان داد سهلستچو من در شهر عشقت صد گدا هست؟