گنج

شمارهٔ ۲۴

شرط خوبی نیست تنها جان من گفتار خوبخوبی گفتار داری بایدت رفتار خوب
گر تو را تعمیر این ویران عمارت لازم استباید از بهر مصالح آوری معمار خوب
بت‌پرست خوب به از خودپرست بدرفیقیار بد بدتر بود صد بار از اغیار خوب
خوب دانی کیست پیش خوب و بد در روزگارآنکه می‌ماند ز کار خوب او آثار خوب
رشته تسبیح سالوسی بد آمد در نظرزین سپس دست من و زلف تو و زنار خوب
نام آزادی ز بدکیشان نمی‌آمد به ننگکشور ویران ما را بود اگر احرار خوب
کار طوفان خوب گفتن نیست هر بیکاره راکار می‌خواهد ز اهل کار آن هم کار خوب