گنج

شمارهٔ ۱۴۷

تا در اقلیم قناعت خودنمایی کرده‌ایمبر زمین چون آسمان فرمانروایی کرده‌ایم
عشق ما را در ردیف بندگان هم جا ندادبا وجود آنکه یک عمری خدایی کرده‌ایم
استخوان بشکسته‌ایم اما به ایمان درستخاک استغنا به فرق مومیایی کرده‌ایم
جایگاه عرش ما را در خور همت نبودجا ز بی‌قیدی به فرش بوریایی کرده‌ایم
عجز و زاری در ترازو وزن زور و زر نداشتگرچه با این حربه ما زورآزمایی کرده‌ایم
پیش اهل دل نه کافر نی مسلمانیم مابس که در اسلام کافر ماجرایی کرده‌ایم
دست ما و شانه از گیسوی او کوته مبادکز برای اهل دل مشکل‌گشایی کرده‌ایم