شمارهٔ ۱۴۲
با دشمن اگر میل تو پنداشته بودیمای دوست دل از مهر تو برداشته بودیم
دردا که نبودش بجز از کینه ثمر هیچتخمی که ز مهر تو به دل کاشته بودیم
ز آن پیش که آزاد شود سرو تهی دستما پرچم آزادگی افراشته بودیم
تشکیل غلط قاعده فقر و غنا گشتای کاش که این قاعده نگذاشته بودیم
پر ساختن کیسه اگر مقصد ما بودهمچون دگران جیب خود انباشته بودیم
سرلوحه طوفان شده گلرنگ که در آنما شرح دل خون شده بنگاشته بودیم