شمارهٔ ۷ - ایران - اسلام
ای وطنپرورِ ایرانیِ اسلامپرستهمّتی ز آنکه وطن رفت چو اسلام ز دست
بیرقِ ایران از خَصمِ جفاجو شده پستدلِ پیغمبر را ظلمِ ستمکاران خست
خُلَفا را همه دل غرقه به خون است ز کفرحالِ حیدر نتوان گفت که چون است ز کفر
گاهِ آن است که زین ولوله و جوش و خروشکه به پا گشته ز هر خائنِ اسلامفروش
غیرتِ تودهٔ اسلام درآید در جوشهمگی متّحد و متّفق و دوش به دوش
حفظِ قرآن را بر دفعِ اَجانِب تازندیا موفق شده یا جانِ گرامی بازند
مسجد ار باید امروز کلیسا نشودیا وطن فردا منزلگهِ ترسا نشود
سبحه زنّار و حرم دیر به جبرا نشودشورِ اسلامی بایست، ولی تا نشود
بُوَد ایرانِ ستمدیده چو اسلام غریبوین دو معدوم ز جور و ستمِ اهلِ صلیب
حَبَّذا روزی کاسلام طرفداری داشتچون رسولِ مدنی(ص) سیّد و سالاری داشت
صِدق صدّیقی و فاروقِ فداکاری داشتعمروزن مرحب کش حیدرِ کرّاری داشت
روی حق جلوهگر از حمزهٔ نامآور بودپشتِ اسلام قوی از مددِ جعفر بود
ای خوش آن روز که ایران بُد چون خُلدِ برینبود مُستَملَکَش از خطهٔ چین تا خطِ چین
از کیومرثش بُد روزِ سیامک تأمینتا چه طهمورث و هوشنگ و جمش یار و معین
نی چو اکنون به تزلزل زد و ضحّاکِ عَدوکاوه آهنگر و آن فرّ فریدونی کو
داشت امروز گر اسلام نگهبانی چندیا مسلمانی چون بوذر و سلمانی چند
یا که مانند زبیر اشجع شجعانی چندکی شدی پامال از دست غرضرانی چند
غازیانِ اَحَد و بَدر مگر در خوابندکه به دنیا ز پیِ نصرتِ ما نشتابند
نیست چون سَلم اگر خائن و دشمن چون تورایرجِ ایران، زیشان ز چه آمد مقهور
الله الله چه شد آن غیرتِ کشوادِ غیورقارنا ساما دیگر ز چه خفتند به گور
گاهِ آن است که بر مامِ وطن مهر کنیددرگهِ کینهکشی، کارِ منوچهر کنید
هرگز اسلام نَبُد خوار چنین پیشِ مللسیفِ سیفالله اگر داشت کنون حُسنِ عمل
شد کجا سعد معاذ ابن معاذ ابن جبلکو (ضرار) آن یلِ نامآورِ بیشِبه و بدل
تا مَصون دارد از حملهٔ کفر ایمان راز اهل انجیل به جان حفظ کند قرآن را