شمارهٔ ۳۶
جز دولعلت کز شبه گون خط همی زیور کندکس ندیدم کز شبه پیرایه بر گوهر کند
خود خلاف روزگار ارنیستی چهر از چه آناختر آرد ز آسمان این آسمان ز اختر کند
ا زپس رخ دود خطم رخت در آذر فکندآنچه با آذر نکرد اینک یه خاکستر کند
غیر آن هندوی خط کاین آذر از نو بر فروختخود زخاکستر ندیدم تا کسی آذر کند
بگذرم از چنبره زلفش چو باد از لاغریبا وجود آنکه زلفش باد در چنبر کند
جز تنم کت چهر رنگین زان لب نوشین بکاستخود یکی بستان ندیدم تا نی از شکر کند
تاب باده لعلش نرم آورد سنگین دل بمهرتابش خور سنگ نشگفت ار همی گوهر کند
روی چو افروزد به رامش چهر چو آراید به خویکوثر از جنت بر آرد جنت از کوثر کند
غفلت سردار اگر یک چامه بی ... راندخامه در کش تا کی از ... گان دفتر کند