گنج

شمارهٔ ۳۵

۱۱ بیت
همی خواهم به آویز مراد انگیز جولانیدریغ ای پهنه ...کیهان تنگ میدانی
گره زرین خور...مشکین چنبره گردونبه لاغ نی سواران خوش دریغا گوی و چوگانی
زمین کوتاه دامان آسمان تنگ ارنه می کردمبه رزم خود نه این... ساران خود و خفتانی
عمود کهکشان بی سنگ و نیله آسمان کودندریغا در خور این برزو بازو گرز و یکرانی
یکم ملک آرزو بیرون ازین ...کوی ارنهمن و این یک دو ویران ده چه اقلیمی چه سلطانی
مرا کم نه فلک نیم آستان کی دل نشست افتددو در یک پخ سپنجی چار پی شش روزن ایوانی
نه داد از دین آن آگه نه دین را داد این در خورچه منبر یا چه اورنگی چه فتوی یا چه فرمانی
تو ای... پی کیهان بدین...بگی مردماگر خود مصر یوسف مرمرا گرگی و زندانی
فلک فرعون و گیتی مصر و این ...بگان جادومنم موسی به معجز خامه سحر اوبار ثعبانی
شگفت آرم حساب روز رستاخیز یزدان رابدین...خر مردم چه درگاهی چه دیوانی
مرا سردار با...زالان سخت ننگ آیدنبرد شیر دل مردان دریغا پور دستانی